مشق زندگی

وب نوشت صادق دوپیکر ... باز باید سرنوشت از سر نوشت

خالق زمستان 62 در تابستان 88 درگذشت
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٧
 

در این روزهای پر از غم و اندوه و سرگردانی اتفاق افتاد *******************

اسماعیل فصیح نویسنده و مترجم پیشکسوت ایران پس از تحمل یک دوره سخت بیماری عصر روز پنجشنبه 25 تیرماه در بیمارستان شرکت نفت تهران درگذشت. فصیح از روز دوشنبه (15 تیرماه) مصادف با 13 رجب به دلیل مشکل عروق مغزی به بخش ICU بیمارستان منتقل شد که پس از انجام سی تی اسکن و سپری کردن 6 روز در این بخش، سه روز را هم در بخش عمومی بیمارستان سپری کرد اما از ساعت 10 صبح روز پنجشنبه، وضعیت او روبه وخامت گذاشت و ساعت دو بعدازظهر دوباره به ICU منتقل شد، ولی ساعت 6 بعدازظهر دارفانی را وداع گفت. همسر این نویسنده در گفت وگو با ایسنا متذکر شد، بنا به خواسته خود فصیح که همواره بر آن تاکید داشت، مراسم پرتشریفاتی برای وی برگزار نخواهد شد، بنابراین درگذشت فصیح بعد از درگذشت محمد حقوقی و مهدی آذریزدی جامعه ادبی ایران را برای سومین بار طی یک ماه اخیر عزادار کرد.
    اسماعیل فصیح دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی نزدیک بازار تهران) متولد شد. به گفته خودش بچه چهاردهمی یا شانزدهمی یک کاسب چهارراه گلوبندک است. دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان عنصری که حدودا تا پایان کشیده شدن جنگ جهانی دوم در ایران طول می کشد و سپس در دبیرستان رهنما به انجام رساند. آن زمان مصادف با دوران صدارت دکتر مصدق بود که در ازای دریافت مبلغ 50 یا 100 تومان، برگه معافی می دادند و او هم به این ترتیب، معافی اش را گرفت و با بقیه پولی که از پدرش به او رسیده بود، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. سال 1961 در شهر مزولابه دانشگاه مانتانا می رود و مدرک ادبیات انگلیسی می گیرد و همانجاست که ارنست همینگوی نویسنده معروف آمریکایی را می بیند و گپی دوستانه و کوتاه با وی می زند، سپس به دانشگاه میشیگان می رود اما به دلایلی مقطع کارشناسی ارشد را نیمه کاره رها می کند و به تهران می آید و بعد از 5، 6 ماه وارد صنعت نفت می شود. در سال 1342 به موسسه انتشاراتی فرانکلین می رود و همراه با نجف دریابندری، با استخدام در شرکت ملی نفت با صادق چوبک آشنا می شود. سال 1346 اولین رمانش را با عنوان »شراب خام« می نویسد و پیش نویسش را به دریابندری می دهد و سال 1347 آن را منتشر می کند.
    فصیح در سال 1359 با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته شد. این نویسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه کار کرده است.
    رمان هایش عبارتند از: شراب خام (1347)، دل کور (1351)، داستان جاوید (1359)، ثریا در اغما (1363)، ترجمه انگلیس در لندن (1985)، ترجمه عربی در قاهره (1997)، درد سیاوش (1364)، زمستان 62 (1366)، ترجمه آلمانی (1988)، شهباز و چغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده کهن (1373)، اسیر زمان (1373)، پناه بر حافظ (1375)، کشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، کمدی تراژدی پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامه ای به دنیا (1379)، در انتظار (1379) و گردابی چنین حایل (1381). مجموعه داستان ها: خاک آشنا (1349)، دیدار در هند (1353)، عقد و داستان های دیگر (1357)، برگزیده داستان ها (1366) و نمادهای مشوش (1369). و ترجمه ها: وضعیت آخر، بازی ها، ماندن در وضعیت آخر، استادان داستان، رستم نامه، خودشناسی به روش یونگ، تحلیل رفتار متقابل در روان درمانی و شکسپیر. فصیح اواخر عمر در تهران به سر می برد و گهگاه در بخش برنامه های آموزشی زبان تخصصی و گزارش نویسی صنعت نفت فعالیت می کرد. وی پیش از این تنها یک بار در سال 1373 با مجله »کلک« گفت وگویی جمعی را با حضور کریم امامی، گلی امامی، فرهنگ رجایی، محمدرضا قانون پرور، بهمن فرمان آرا و علی دهباشی انجام داده بود.در سال 84 در گفت وگویی با ایسنا، درباره تمایل نداشتن به مصاحبه گفت: این پرهیز از مصاحبه، واقعیتی است، نویسنده کارش را روی کاغذ می آورد و می دهد ناشر چاپ می کند. هر چه هست، همانجا در کتاب ها و نوشته هاست و اگر من بخواهم درباره آثارم صحبت کنم، مثل کار همینگوی می شود که مثلابرای هر صفحه ای پاورقی می دهد و به خواننده می گوید که اشتباه نکنی، مقصود من این است. پس هر چه هست، در کتاب ها و نوشته های یک نویسنده است و هر خواننده ای برداشت خود را دارد.
    
    
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 971 به تاریخ 27/4/88، صفحه 9 (فرهنگ)


 
Email Icon by Parstools.com