مشق زندگی

وب نوشت صادق دوپیکر ... باز باید سرنوشت از سر نوشت

شب یلدایی به یاد ماندنی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ دی ۱۳٩۱
 

به مناسبت شب یلدا ، به همراه جمعی از جوانان ،هنرمندان، باستانی کاران و فعالان اجتماعی در مرکزدرمانی و توانبخشی بیماران شفاء کهگیلویه ، حضور یافتیم و با این بیماران ملاقات کردیم.

این دید و بازدید کاملا صمیمی و دوستانه با اجرای برنامه های متنوعی از قبیل : مرشد خوانی، تئاتر طنز، آواز و اجرای موسیقی همراه بود و در خلال این برنامه ها تعدادی از بیماران این مرکز نیز شعر و آواز خواندند.

مرکز درمانی و توانبخشی بیماران شفاء کهگیلویه یک مرکز نیمه خصوصی ست که در حال حاضر از حدود60 بیمار روانی مزمن نگهداری می کند.

این مرکز در محوطه بهزیستی دهدشت واقع است و تحت نظارت این اداره می باشد.

این برنامه انسان دوستانه به صورت خودجوش وداوطلبانه با هدف فرهنگ  سازی و آشنایی و نزدیکی بیشتر مردم با این قشر فراموش شده از جامعه برگزار شد.

برای آشنایی وهمیاری با این مرکز میتوانید به آدرس اینترنتی شفاء به نشانی:  http://shafah.blogfa.com/ مراجعه نمایید و یا با شماره تلفن مستقیم این مرکز به شماره: 07443229621 تماس حاصل فرمایید.

این خبر بازتاب خوبی در سایتهای خبری کهگیلویه و بویراحمد از جمله سایتهای ک-ب و   آبشار نیوز داشت؛من این خبر را برای سایتهای خبری عصر دنا و عصر مارون نیز کار کردم، که لینک خبر در  این سایتها را برای اطلاع بیشتر شما اینجا قرار میدهم.

 لینک خبر در سایت ک-ب: http://k-b.ir/7847

لینک خبر در عصر دنا: http://www.asredena.com/newsF-5057.html

لینک خبر در عصر مارون: http://www.asremaroon.com/News/1202/


 
Email Icon by Parstools.com
 
سنت خون بس مایه افتخار نیست
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱
 

خون بس که سنتی است قبیله ای و متعلق به جوامع بدوی که به قانون و دستگاه های قانونی پایبندی نداشته و هنوز به سبک هزاران سال پیش "خون به عوض خون" می خواهند، چگونه می تواند در فهرست آثار ملی و فرهنگی ایران ثبت شود و نمایانگر فرهنگ صلح و بخشش در ایران باشد؟



این روزها با آشکار شدن تلاشهای میراث فرهنگی چهار استان کهگیلویه و بویراحمد، لرستان ، فارس و چهار محال بختیاری برای ثبت ملی آئین خون بس این سوال در ذهنمان مطرح میشود که: آیا مسئولان سازمان میراث فرهنگی که در تلاشند تا آیین خون بس را ثبت ملی کنند تا به حال  پای صحبت چند تن از عروسان خون بس نشسته اند تا از زندگی پر رنج و مشقت وبی عشق و شور آنان، که به سبب دعوای مردان ناچار به تحمل آن شده اند، برایشان درد دل کنند.

خون بس که سنتی است قبیله ای و متعلق به جوامع بدوی که به قانون و دستگاه های قانونی پایبندی نداشته و هنوز به سبک هزاران سال پیش "خون به عوض خون" می خواهند، چگونه می تواند در فهرست آثار ملی و فرهنگی ایران ثبت شود و نمایانگر فرهنگ صلح و بخشش در ایران باشد؟

این ضرب المثل بسیار رایج است که زنانی که از شوهر و خانواده شوهر درشتی و ظلم می بینند می گویند مگر مرا عوض خون آورده اید! و این خود نشان دهنده آن است که زنی که به عوض خون به طایفه ای داده می شود چه زندگی برده واری در پیش روی دارد. موارد افسردگی، فرار، خودکشی و خودسوزی در میان این زنان فراوان است. آیا مسئولان به عواقب ترویج و تایید چنین رسومی در جامعه واقفند؟

آیا به صرف این که سنتی کهن در بخشی از جامعه ایران وجود داشته یا دارد باید آن را حفظ و به آن افتخار کرد؟ سنت "خون بس" نه تنها مایه افتخار ملت ایران نیست بلکه مایه شرمساری است.

شایسته است مسولین  دولت مانع ثبت ملی این سنت غیرانسانی و ضدزن شوند و ضمن گرداوری آمار و اطلاعات لازم در خصوص میزان شیوع و پیامدهای آن، با خاطیان و قانون شکنان برخورد کرده و با فراهم کردن شرایط لازم، امکان شکایت و درخواست طلاق به زنان قربانی خون بس بدهند.

در همین زمینه کانون دیگان  دهدشت؛ تنها تشکل فعال منطقه که در حوزه زنان و کودکان کار می کند ؛ بیانیه ای صادر کرده که متن آن به شرح زیر می باشد:

1- ما و همه ی افرادی که در یک فرهنگ قومی و قبیله ای زندگی کرده ایم به خوبی می دانیم رسم خون بس یک  نابهنجاری فرهنگی بود


که در آن از یک جنس به نفع منافع و ضرورتهای جنس دیگر استفاده میشد. در شرایطی که میان دو قبیله به دلایل مختلف جنگی در می گرفت که منجر به قتل یکی از طرفین دعوا میشد این زنان بودند که باید سرانجام با قربانی شدن و پذیرفتن ازدواجی اجباری تنش را در ظاهر فرو می نشاندند.

این در حالیست که همه ی ما می دانیم زنان همیشه در هر جایی از دنیا که مساله ی فرهنگ و گرامیداشت آن مطرح بوده به عنوان منادیان صلح از آنها یاد میشده نه ابزاری برای صلح

2- در جامعه ی آن روز ایران خصوصن مناطق یاد شده فقدان یک کلمه و آن هم قانون به شکل تاسف باری زن را به این ابزار تبدیل می کرده

3-در شرایط کنونی و با وجود یک قانون نصفه و نیمه و بسیار قابل بحث خصوصن در حوزه ی مسایل زنان هر کدام از ما به عنوان یک زن با مشکلات زیادی مواجهیم

4- با توجه به موارد ذکر شده وجود آمار بالای بیکاری ،طلاق،فحشا،فقر،بزه،خشونت،قتل و دیگر مسایل نگران کننده روز نیاز جدی به تفکر علمی به جای تفکر ای کیوسانی بیشتر احساس میشود

5- گسترش بدفهمی و کژفهمی از یک مساله ی عمیقن دردآور فرهنگی-اجتماعی نه تنها گره از کارها و معضلات پیش روی فرهنگ ما باز نمی کند بلکه گرهی بر گره های دیروز و امروزما می افزاید

6- در آخر این نگرانی همچنان وجود دارد که با ثبت ملی خون بس به عنوان یک آیین ملی این خشونت فرهنگی در سطح گسترده تری باز تولید شود

مطلب فوق را در سایتهای استان کهگیلویه و بویراحمد؛ عصر دنا و عصر مارون منتشر کردم...

لینک مطلب در عصر دنا  http://www.asredena.com/newsF-3678.html

لینک مطلب در عصر مارون http://www.asremaroon.com/News/895


 
Email Icon by Parstools.com
 
شب یلدا شب زایش مهر
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦
 

نوشته ای زیبا برای شب یلدا ......................................

سال ها است که ما ایرانیان چنین شبی را بیدار می مانیم تا در این درازترین شب سال پیروزی نور و روشنایی را بر تاریکی نظاره گر باشیم، گرچه می دانیم چه بیدار باشیم و چه نباشیم خورشید خواهد تابید و پیروزی از آن روشنایی و نورانیت است ولی این شب بهانه یی است که من و تو در این آخرین شب پاییز با پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، عمه و خاله و عمو و دایی و دیگر بستگان و دوستان دور هم جمع شویم و دوستی و مهربانی خودمان را افزون کنیم و در آن شب شاهد زایش مهر و دوستی باشیم. مهمانی و انداختن سفره شب یلدا یکی از آیین های کهن ایرانیان است. میوه ها و تنقلاتی که در آن شب استفاده می کنیم هر کدام نشان از برکت الهی دارد. در قدیم آجیل، نخودچی، کشمش، انجیر خشک و میوه های ترش مثل خربزه ، ترشی و میوه هایی مثل انگور، انار، ازگیل و هندوانه را استفاده می کردند. اکنون جای برخی از آنها خالی است. سعی می شد میوه های توسرخی که نشان از خورشید و گرما داشت بیشتر استفاده شود اما جای قصه های مادربزرگ ها و پدربزرگ ها خیلی خالی است. قصه های کچل حمزه، کور اوغلو، هزار و یکشب، دختر شاه پریان و... که از زبان این مادربزرگ ها و پدربزرگ های مهربان شنیده می شد حلاوتی دیگر داشت. این سنت از 6 الی 7 هزار سال پیش تا به حال مرسوم بوده و رسومی از قبیل حافظ خوانی و فال حافظ و... در قرن های اخیر به آن اضافه شده است. مردم ایران اسلامی هر کدام به سبک و علاقه خود شب یلدا را سپری می کنند. آیین چله نشینی هر بخش از مملکت زیباست. شیرازی ها سفره یی رنگین همچون نوروز پهن و حافظ خوانی می کنند. همدانی ها فال سوزن می گیرند. خراسانی ها شاهنامه خوانی می کنند. در تبریز عاشیق ها می نوازند و داستان می خوانند و چکامه می سرایند. اردبیلی ها چله را سوگند می دهند که زیاد بر مردم سخت نگیرد. لرستانی ها گندم شیره می خورند و کردها با دلمه کلم و خربزه ها که ترش کرده اند سفره را زینت می دهند. سیستانی ها شاهنامه خوانی می کنند و یاد پهلوانی رستم و سهراب را زنده نگه می دارند. زنجانی ها باور دارند که اگر هندوانه بخورند در زمستان سوز سرما در تن آنها اثر ندارد. قزوینی ها سبزی پلو با ماهی دودی می خورند. به باور مادربزرگ های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می بارد، اگر پنبه های لحافش بیرون بریزد برف می آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می آید ولی کرمانی ها بیدار می مانند و به سرور و شادی می پردازند تا قارون (ثروتمند افسانه یی) در قالب هیزم شکن برای آنها هیزمی بیاورد که فردایش آن هیزم ها به طلاتبدیل می شود. همچنین مردم مازندران، گیلان، خوزستان و... و همه ایرانیان این آیین را پاس می دارند و می دانیم که رمز پایداری این آیین ها اعتقاد و علاقه و باور این مردم است. شاید حافظ خوانی و خوردن هندوانه وجه مشترک تمام ایرانیان در شب چله باشد اما یلدا واژه یی سریانی و به معنی ولادت و میلاد است که کنایه از ولادت خورشید مهر و میترا است و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد (مهر) شکست ناپذیر می نامند و جالب اینکه واژه نوئل هم از همین ریشه آمده است. بابل نوئل اروپایی که در 25 دسامبر می آید تقریباً همزمان با شب یلدای ایرانی است.
    
    در باورهای قدیمی شب یلدا شب حمله اهریمن برای جلوگیری از تولد خورشید است چون از فردای آن روز شب ها کوتاهتر و روزها بلند می شوند. شب چله یا شب یلدا آغاز چله بزرگ است که از اول دی ماه تا 15 بهمن ادامه دارد و این 40 روز نیز سردترین روزهای سال اند که براساس همان باورهای قدیمی، خورشید تازه متولد شده و باید بزرگ شود و برای گرم کردن زمین نیرو به دست آورد. چله کوچک نیز از 10 بهمن تا 20 اسفند ادامه دارد و از این رو کوچک خوانده می شود که سرمای هوا در آن کمتر است.
    
    در برهان قاطع درباره واژه یلدا چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز که اول جدی و آخر قوس است و آن درازترین شب ها است در تمام سال و در آن شب یا نزدیک آن شب آفتاب به برج جدی می کند.»
    
    یلدای ایرانیان هنوز متنوع و زیباست، اگرچه مادربزرگ و پدربزرگ ها کمتر قصه می گویند و جوانان و فرزندان شهرنشین ما شیرینی نشستن به دور کرسی ها را یاد ندارند و به رغم زندگی ماشینی فرصت ها از دست می رود اما شب یلدا بهانه یی زیبا برای استحکام روابط انسانی و خانوادگی در جامعه امروزی است. وظیفه هر شهروند ایرانی است که این سنت 6 هزار ساله که منادی مهربانی و دوستی است را پاس بدارد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می تواند به عنوان میراث معنوی در ثبت ملی و جهانی این میراث مهر و دوستی خانوادگی و فراموش نشدنی بکوشد.
    
    صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
    
    سعدی
    
    دکترای تاریخ و باستان شناس
    
    دکتر محمدحسین فرمهینی فراهانی
    
 روزنامه اعتماد، شماره 1569 به تاریخ 28/9/86، صفحه 18 (اجتماعی)


 
Email Icon by Parstools.com