مشق زندگی

وب نوشت صادق دوپیکر ... باز باید سرنوشت از سر نوشت

شبی با شاهنامه
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱
 

آبشارنیوز: انجمن های اهل قلم و شاهنامه دهدشت، چندی ست که اقدام به برگزاری جلسات مثنوی خوانی و شاهنامه خوانی، به صورت هر دو هفته یکبار کرده است.

این جلسات با حضور و همراهی جمعی از اساتید و علاقمندان  این حوزه ها در محل دائمی انجمن های اهل قلم و شاهنامه ، در" فرهنگسرای  مجتمع فرهنگی و هنری کوی آزادگان دهدشت"  برگزار می شود.

گزارش صادق دوپیکر خبرنگار افتخاری آبشارنیوز از دهدشت حاکی است که این دوشنبه هفته آینده، دوم بهمن ماه ، ساعت 4 عصر نیزجلسه مثنوی خوانی تحت عنوان "عصری با مثنوی" همراه با توضیح،تفسیر و تاویل مثنوی معنوی مولوی و چهارشنبه همان هفته ، چهارم بهمن ماه ، نیز ساعت 8 شب ، جلسه شاهنامه خوانی همراه با شاهنامه خوانی سنتی در محل این انجمن ها دایر خواهد بود.

انجمن های اهل قلم و شاهنامه دهدشت طی چهار سال  فعالیت خود با مدیریت سید کرامت اله کریمی؛ استاد برگزیده حوزه های تاریخ و سیاست و مدرس دانشگاه؛ برگزاری همایش ها و برنامه های متعددی از جمله : همایش حافظ و فردوسی؛ مساله قومیت، فرصت یا تهدید ؛ رگه های تاریخی در شاهنامه ؛ جامعه مدنی، الگوها و برآیندها؛ نوروز پیر برنای جاوید  و مناظره آریو برزن در حریم تاریخ را در کارنامه خود دارند.

گفتنی است که همایش کورش هخامنشی که آبان ماه امسال در دهدشت برگزار شد ، نیز از کارهای شایان توجه  این دو انجمن تارخی ادبی جوانان شهرستان کهگیلویه بوده  است.

انجمن های اهل قلم و شاهنامه، از تمامی علاقمندان برای شرکت در این جلسات که به صورت هر دو هفته یکبار برگزار میشود دعوت به عمل آورده است.

  • این خبر را برای پایگاه خبری تحلیلی آبشار نیوز کار کردم؛که چهارشنبه 27/10/91 با کد خبر1051 در این پایگاه خبری تحلیلی منتشر شد.
  •  البته برای سایت استان(ک ب)هم ارسالش کردم که درآدرس http://k-b.ir/9322 منتشر شد.

 
Email Icon by Parstools.com
 
عاشورا و دکتر شریعتی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 

نوشته ای که به مناسبت ایام محرم و عاشورای حسینی در پی خواهد آمد قسمتی از نوشته ای ست از دکتر علی شریعتی که با  عنوان  شهادت در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

یکی از بهترین و حیات‌بخش‌ترین سرمایه‌هایی که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است. ما از وقتی که، به‌گفته جلال «سنت شهادت را فراموش کرده‌ایم، و به مقبره‌داری شهیدان پرداخته‌ایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده‌ایم» و از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! چه هوشیارانه دگرگون کرده‌اند پیام حسین (ع) را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را، پیامی که خطاب به همه انسانهاست.
این که حسین (ع) فریاد می‌زند ـ پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند ـ فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین (ع) را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید.
اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (ع) را ـ که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (ع) اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو».


آری، این چنین به ما گفته‌اند و می‌گویند!


 
Email Icon by Parstools.com
 
طاهره صفارزاده در امامزاده صالح آرام گرفت
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧
 
 

اعتماد ملی: دیروز صبح در مسجد دانشگاه تهران بر پیکر شادروان طاهره صفارزاده، شاعر، مترجم، قرآن پژوه و استاد دانشگاه به امامت حجت الاسلام محمود دعایی نماز خوانده شد و پس از اجرای مراسم سوگواری در حالی که روز گذشته در خانه اش اعلام شده بود، پیکرش به سمت امامزاده صالح واقع در تجریش برای خاکسپاری تشییع شد. در این مراسم سهیل محمودی پیام تسلیت مقام معظم رهبری و رئیس جمهور احمدی نژاد را قرائت کرد. در پیام مقام معظم رهبری آمده است: خدمات این بانوی باایمان به ویژه ترجمه ماندگار قرآن کریم، حسنات او را در پیشگاه حضرت حق سنگین خواهد کرد. ان شاءالله رحمت و غفران الهی بر او باد.
    احمد مسجدجامعی، احمد تمیم داری، غزل تاجبخش، مجتبی و مصطفی رحماندوست، رضا امیرخانی، موسی بیدج، علی اصغر محمدخانی، محمود حکیمی، محمد رجبی و ناصر فیض ازجمله چهره هایی بودند که در مراسم تشییع پیکر طاهره صفارزاده شرکت کرده بودند. در این مراسم سیدعلی موسوی گرمارودی که پیش از انقلاب با این شاعره، مسلمان و متعهد آشنایی داشته و هر دو در حوزه شعر مقاومت اسم و رسمی دارند، درباره او گفت: ادبیات طاهره صفارزاده، با صراحت مقابل ستم ایستاده بود. او در مجموعه سفر پنجم به کل جامعه نزدیک می شود. صفارزاده سواری است که به بیراهه نمی تازد، اسب او سرکش و عاصی است اما یالش به خون دیده مردم و شهیدان آغشته است. آغاز شعر راستین صفارزاده همین سفر پنجم است که بعد هم ادامه پیدا می کند. او در شعر بزرگ است و بعد از این باید کشف شود. گرمارودی از شعر سفر سلمان صفارزاده به عنوان یک منظومه بلند که در آن تعهد به خوبی دیده می شود، یاد کرد و گفت: ما در دوره خفقان چاره ای نداشتیم که با سمبل ها حرف بزنیم. صفارزاده با ایدئولوژی خاصی از انقلاب شعر می گوید که در قرآن ریشه دارد. او زیر بار زور قد خم نکرد و فضیلت های یک انسان والارا داشت.
    وی در این سخنرانی به تشکیل کانون فرهنگی نهضت اسلامی بنا بر پیشنهاد طاهره صفارزاده در سال 56 اشاره کرد و گفت: بنابر پیشنهاد او، من دبیر این کانون شدم که هیات موسس آن مقام معظم رهبری، شهید بهشتی، شهید باهنر، متوسلی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بودند.
    حجت الاسلام سیدمحمدحسن ابوترابی نماینده مجلس شورای اسلامی در این مراسم گفت: صفارزاده با سرودن شعر مقاومت دینی، افتخار اخراج از دانشگاه را پیدا کرد و همین شاعر اخراجی در سال 55 در سال 65 در فستیوال شعر آسیایی داکار در مقام برجسته علمی با تجلیل مواجه شد. از افتخارات برجسته او ترجمه نهج البلاغه است.
    لازم به ذکر است، روز گذشته جمعی از مردم سیرجان با تجمع در مقابل فرمانداری این شهرستان خواستار انتقال پیکر طاهره صفارزاده به شهر خود شدند اما برخلاف این خواسته، و بنا بر توافق نماینده ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف و وزیر دادگستری پیکر صفارزاده به امامزاده صالح منتقل شد. گویا قبلاابن بابویه برای چنین منظوری در نظر گرفته شده بود.
    مراسم ختم شادروان طاهره صفارزاده چهارشنبه از ساعت 13 تا 16 در مسجد الغدیر واقع در بلوار میرداماد برگزار می شود.
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 774 به تاریخ 7/8/87، صفحه 12 (ادب و هنر)


 
Email Icon by Parstools.com
 
سلام دوباره شرق به ایران
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
 


 انتشار مجدد روزنامه شرق با تیتر اصلی «سلام سرزمین من» آغاز شد. مهدی رحمانیان صاحب امتیاز و مدیر مسوول شرق در یادداشتی با همین عنوان آورده است:«هشت ماه از توقیف شرق گذشت. دستور رفع توقیف دوماه پیش صادر شد اما می پذیرید که بازگشایی یک روزنامه آن هم روزنامه ای چون شرق، آن قدر به هم فکری و همدلی و مشورت نیاز دارد که انتشار اولین شماره اش را دو ماه به تاخیر بیندازد.» رحمانیان در بخش دیگری از یادداشت خود آورده است:«از ابتدا عهد کرده بودیم روزنامه ای حرفه ای بمانیم و پاسخ اعتماد مخاطبان را با سیاست ورزی ندهیم و ردای فرهنگ را به لکه سیاست نیالاییم. همچنان نیز بر آن عهد و مرامیم.»
    
     شرق با همان شکل سابق و در 32 صفحه منتشر شده است. آغاز دوباره تلاش همکارانمان را در روزنامه شرق شاد بادش می گوییم و برای آن ها آرزوی موفقیت می کنیم.


 روزنامه سرمایه، شماره 456 به تاریخ 25/2/86، صفحه 24 (صفحه آخر)


 
Email Icon by Parstools.com
 
بزرگداشت فردوسی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
 


بزرگداشت فردوسی در ایران و جهان


همایش حکمت فردوسی به مناسبت بزرگداشت این شاعر روزهای بیست وسوم و بیست وچهارم اردیبهشت در تهران برگزار می شود.
به گزارش مهر دبیر همایش حکمت فردوسی گفت: این همایش به همت انجمن حکمت و فلسفه ایران، شهر کتاب مرکزی و خانه فلسفه تهران برگزار می شود و استادانی چون دکتر فتح الله مجتبایی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر سعید حمیدیان، دکتر محمود عبادیان، دکتر محمود امیدسالار، دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور، دکتر قدمعلی سرامی، دکتر مهدی محبتی و ابوالفضل خطیبی درباره شناخت و جهان بینی فردوسی و اندیشه های فلسفی و اجتماعی او، ویژگی های اسطوره ای شاهنامه، خردگرایی در شاهنامه، زمینه ها و مؤلفه های حکمت فردوسی، ریشه های اساطیری شاهنامه و تطبیق آن با حماسه های جهان، تقدیر و امید در شاهنامه و... سخن می گویند.
 محمدخانی افزود: این همایش در روزهای یکشنبه و دوشنبه ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و در روز ۲۵همین ماه در مشهد و توس برگزار می شود همچنین با هماهنگی با دانشگاه ها و مراکز علمی و فرهنگی به طور همزمان در بیش از ۲۰ کشور جهان از جمله آمریکا، ژاپن، ایتالیا، فرانسه، هندوستان، پاکستان، تاجیکستان، افغانستان، هلند، روسیه و... بزرگداشت فردوسی برگزار می شود. 
    
    
    تصویر تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی
     
 روزنامه ایران، شماره 3626 به تاریخ 11/2/86، صفحه 24 (صفحه آخر)


 
Email Icon by Parstools.com
 
روز بزرگداشت سعدی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی که فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.

افزون بریک دهه‌است که با مشارکت نهادها و ارگان‌های فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد سخن سعدی شیرازی با نکوداشت یاداین پیام آور انسانیت به تبیین آرا و اندیشه‌های شیخ اجل می‌پردازند.

دو کتاب پر مغز و ارزشمند سعدی بوستان و گلستان است ، گلستان و بوستان سعدی حاصل شناخت او از انسان است و این دو اثر گرایش انسانی دارد.

اما آن چه سعدی در کتاب‌های خود جمع‌آوری کرده است حاصل 30 سال دنیا دیدن، تجربه زندگی همراه با تامل، شناخت از ماهیت انسان و بهره‌گیری از حکیمان و عارفان است.

در کنار همه‌اوصافی که برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازه‌ی ایرانی، آورده اند بسیاری سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت می‌شناسند.

امسال نیز چون سالهای گذشته از سوی مرکز سعدی شناسی و نهادها و ارگانهای فرهنگی فارس اول اردیبهشت ماه یاد روز سعدی در شیراز پاس داشته  شد و علاوه بر گلباران آرامگاه استاد سخن نشست‌های علمی سعدی شناسی در شیراز برگزار ‌گردید.

منبع : تبیان فارس


 
Email Icon by Parstools.com
 
برگزاری همایش کورش هخامنشی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱
 
 انجمن اهل قلم  و شاهنامه دهدشت ،به مناسبت روز جهانی کورش ، همایش "کورش هخامنشی در ترازوی تاریخ" را برگزار می کند.

این همایش چهارشنبه 10 آبان ساعت 3 عصر در فرهنگسرای ارشاد واقع در کوی آزادگان دهدشت برگزار خواهد شد.

انجمن  شاهنامه و  اهل قلم دهدشت طی چهارسال فعالیت خود به مدیر مسولی سید کرامت اله کریمی؛ استاد برگزیده حوزه تاریخ و سیاست و مدرس دانشگاه همایشها وجلسات متعددی در حوزه ادبیات، فلسفه،حقوق شهروندی و دیگر حوزه ها را برگزار کرده است.

همایش حاقظ و فردوسی؛ مساله قومیت فرصت یا تهدید؛ رگه های تاریخی در شاهنامه ؛ سنت و مدرنیته؛ جامعه مدنی الگوها و برآیندها ؛ نوروز پیر برنای جاوید؛ حکومت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه ودانشمندان؛ مناظره آریوبرزن در حریم تاریخ؛ بر ساحل دریای خاموش  از مهم ترین این همایشها و جلسات می باشد.

این انجمنها هم اینک  با برگزاری  نشست های درونی هر دو هفته یکبار و همایش های عمومی هر ماه یکبار به فعالیت شان ادامه می دهند.

انجمن اهل قلم و شاهنامه از عموم مردم برای شرکت در  همایش  پیش رو دعوت به عمل آورده است.
 

خبر فوق را برای انتشار در  سایت استانی عصر دنا آماده کردم.

 لینک خبر در عصر دنا:http://www.asredena.com/newsF-4110.html


 
Email Icon by Parstools.com
 
بخارای من ؛ ایل من
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

کلید مشکلات ما در لابلای الفبا خفته است و من اینک شما را به یک قیام مقدس دعوت میکنم، قیام برای با سواد کردن مردم ایلات...

(محمد بهمن بیگی / کتاب اگر قره قاج نبود)

 برای روز معلم و به رسم  سپاس  یاد می کنم از :بخارای من ایل من؛ محمد بهمن‌بیگی؛ ؛ خانی که به جای اسلحه به  دست کودکان عشایر قلم داد ؛ نویسنده ایرانی و بنیان‌گذار آموزش عشایری در ایران.

وی در سال۱۲۹۸ در ایل قشقایی در استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولتِ وقت و حمایت اصل چهار ترومن، کوشش خود را برای بر پایی مدرسه‌های سیار برای بچه‌های ایل آغاز کرد و با پی‌گیری‌های خود توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر را به تصویب برساند. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیار جلب کند و نخستین مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهاد. بهمن‌بیگی برای کوشش پی‌گیر خود در راه سوادآموزی به هزاران نفر کودکِ تُرک، لُر، کُرد، بلوچ، عرب، و ترکمن، برندهٔ جایزهٔ سوادآموزی سازمان یونسکو شد. او تجربه‌های آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته‌است.

محمد بهمن‌بیگی در یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست.

پیکر وی روز پنج‌شنبه شانزدهم اردیبهشت سال ۱۳۸۹ تشییع و همانطور که وصیت کرده بود، در مسیر کوچ عشایر، در شیراز و در منطقهٔ کُشن به خاک سپرده شد.

فکر نکنم یادش از دل عشایر بیرون برود ....

 


 
Email Icon by Parstools.com
 
اسفندگان؛ روز زن در ایران باستان
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠
 

از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان (پنجم اسفند) برگزار مى کردند. این روز سپندارمزد نامیده مى‌شود که نام فرشته نگهبان زمین است، از آنجایى که زمین همانند زنان بارورى دارد، این جشن براى گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار مى شود. برگزارى مراسم جشن و سرور در این روز ضرورى است. در این روز براساس سنت باستانى بانوان با پوشیدن لباس هاى نو، مورد تکریم قرار مى گیرند، مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پیشکش‌هایى دریافت مى کنند و زنان نیکوکار، پاکدامن، پرهیزگار و مادرانی که فرزندان درستکار تربیت نموده‌اند مورد تشویق قرار مى گیرند.

 در سفره این جشن جامى از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها میوه هاى فصل به ویژه انار و سیب، شاخه هاى گل، شربت و شیرینى، برگ هاى خشک آویشن با دانه هایى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و کندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار کمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها که در جشن مهرگان براى سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى‌گذارند.

اسفندگان از جمله جشن‌هاى ماهیانه اى است که اطلاع دقیقى از گذشته برپایى آن نوشته نشده است. اما بنابر گفته ابوریحان بیرونى (که در نقشی همانند فردوسی بزرگ زنده کننده جشن‌ها و مراسم ایران باستان بود) در ایران قدیم جشنى با نام مزدگیران یا مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگى‌هاى این جشن که زمان برگزارى آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش و فرمان‌بردارى کامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت‌هاى یک زن را تجربه مى‌کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى این جشن به شمار رفته است.

 این جشن به نام «سپنته آرمئى تى» نماد از خودگذشتگى، فروتنى و مهر بى‌پایان شناخته شده است. واژه سپندارمزد در اوستا به معنى فروتنى و بردبارى است. «سپنته آرمئى تى» یا سپندارمز یا اسفند امروزین، نام چهارمین امشاسپند و نام پنجمین روز هر ماه است که به خاطر داشتن صفت پاک و ارزشمند فرشته نگهبان زمین نام گرفته است. در نوشته‌های آیین ایرانیان باستان آمده است: سپنته آرمئى تى، فروزه‌اى (نوری) است با ویژگى‌هاى زنانه و مادرانه یعنى مهر و عشق بى‌پایان، ایمان و پارسایی، تواضع و فروتنى، پاکی و راست کرداری.

طبق سالنامه باستانی، روز اسفند از ماه اسفند یعنى پنجمین روز از این ماه

(5 اسفند)  و بنابر نگرش برخی در تقویم امروزى (هجری خورشیدی) 29 بهمن ماه روز سپاسدارى از جایگاه زنان و مادران است.


 
Email Icon by Parstools.com
 
اسفندگان؛ روز زن در ایران باستان
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠
 

از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان (پنجم اسفند) برگزار مى کردند. این روز سپندارمزد نامیده مى‌شود که نام فرشته نگهبان زمین است، از آنجایى که زمین همانند زنان بارورى دارد، این جشن براى گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار مى شود. برگزارى مراسم جشن و سرور در این روز ضرورى است. در این روز براساس سنت باستانى بانوان با پوشیدن لباس هاى نو، مورد تکریم قرار مى گیرند، مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پیشکش‌هایى دریافت مى کنند و زنان نیکوکار، پاکدامن، پرهیزگار و مادرانی که فرزندان درستکار تربیت نموده‌اند مورد تشویق قرار مى گیرند.

 در سفره این جشن جامى از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها میوه هاى فصل به ویژه انار و سیب، شاخه هاى گل، شربت و شیرینى، برگ هاى خشک آویشن با دانه هایى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و کندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار کمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها که در جشن مهرگان براى سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى‌گذارند.

اسفندگان از جمله جشن‌هاى ماهیانه اى است که اطلاع دقیقى از گذشته برپایى آن نوشته نشده است. اما بنابر گفته ابوریحان بیرونى (که در نقشی همانند فردوسی بزرگ زنده کننده جشن‌ها و مراسم ایران باستان بود) در ایران قدیم جشنى با نام مزدگیران یا مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگى‌هاى این جشن که زمان برگزارى آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش و فرمان‌بردارى کامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت‌هاى یک زن را تجربه مى‌کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى این جشن به شمار رفته است.

 این جشن به نام «سپنته آرمئى تى» نماد از خودگذشتگى، فروتنى و مهر بى‌پایان شناخته شده است. واژه سپندارمزد در اوستا به معنى فروتنى و بردبارى است. «سپنته آرمئى تى» یا سپندارمز یا اسفند امروزین، نام چهارمین امشاسپند و نام پنجمین روز هر ماه است که به خاطر داشتن صفت پاک و ارزشمند فرشته نگهبان زمین نام گرفته است. در نوشته‌های آیین ایرانیان باستان آمده است: سپنته آرمئى تى، فروزه‌اى (نوری) است با ویژگى‌هاى زنانه و مادرانه یعنى مهر و عشق بى‌پایان، ایمان و پارسایی، تواضع و فروتنى، پاکی و راست کرداری.

طبق سالنامه باستانی، روز اسفند از ماه اسفند یعنى پنجمین روز از این ماه

(5 اسفند)  و بنابر نگرش برخی در تقویم امروزى (هجری خورشیدی) 29 بهمن ماه روز سپاسدارى از جایگاه زنان و مادران است.


 
Email Icon by Parstools.com
 
آیین و رسوم مردمان لر زبان زاگرس نشین
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٠
 

با آمدن فصل بهار بساط جشن های عقد و عروسی در سراسر سرزمین عزیزمان و همینطور در این خطه از زاگرس سرسبز و زیبا؛ کهگیلویه و بویراحمد؛ که من زندگی میکنم فرا میرسد.

جشن هایی که در این خطه لر نشین زاگرس با آیین ها , رسم ها, آرایه ها و بافته های عشایری  و لباسهای رنگین و پرچین زنان ایل در هم می آمیزد و زیبایی سرشاری می آفریند.

زیبایی که با مهربانی و صفای مردم و سرسبزی فصل بهار زاگرس عجین میشود.

جشن عروسی لری


 
Email Icon by Parstools.com
 
بازهم خدا هست...
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩
 

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست

 او جانشین همه نداشتنهاست

 نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است

 اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی

 ای پناهگاه ابدی

 تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی

(از یکی از جزوه های دکتر شریعتی)


 
Email Icon by Parstools.com
 
اول مهر
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
 

برای اول مهر (مهرگان) و بازگشایی مدارس این مطلب را   از دکتر شریعتی که خیلی بهش علاقه دارم انتخاب کردم..........................................................................

دکتر شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... 

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم . »


 
Email Icon by Parstools.com
 
فهمیدن و نفهمیدن
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
 

                         تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم،

 آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

دکتر علی شریعتی.... 

                                               


 
Email Icon by Parstools.com
 
خالق زمستان 62 در تابستان 88 درگذشت
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸
 

در این روزهای پر از غم و اندوه و سرگردانی اتفاق افتاد *******************

اسماعیل فصیح نویسنده و مترجم پیشکسوت ایران پس از تحمل یک دوره سخت بیماری عصر روز پنجشنبه 25 تیرماه در بیمارستان شرکت نفت تهران درگذشت. فصیح از روز دوشنبه (15 تیرماه) مصادف با 13 رجب به دلیل مشکل عروق مغزی به بخش ICU بیمارستان منتقل شد که پس از انجام سی تی اسکن و سپری کردن 6 روز در این بخش، سه روز را هم در بخش عمومی بیمارستان سپری کرد اما از ساعت 10 صبح روز پنجشنبه، وضعیت او روبه وخامت گذاشت و ساعت دو بعدازظهر دوباره به ICU منتقل شد، ولی ساعت 6 بعدازظهر دارفانی را وداع گفت. همسر این نویسنده در گفت وگو با ایسنا متذکر شد، بنا به خواسته خود فصیح که همواره بر آن تاکید داشت، مراسم پرتشریفاتی برای وی برگزار نخواهد شد، بنابراین درگذشت فصیح بعد از درگذشت محمد حقوقی و مهدی آذریزدی جامعه ادبی ایران را برای سومین بار طی یک ماه اخیر عزادار کرد.
    اسماعیل فصیح دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی نزدیک بازار تهران) متولد شد. به گفته خودش بچه چهاردهمی یا شانزدهمی یک کاسب چهارراه گلوبندک است. دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان عنصری که حدودا تا پایان کشیده شدن جنگ جهانی دوم در ایران طول می کشد و سپس در دبیرستان رهنما به انجام رساند. آن زمان مصادف با دوران صدارت دکتر مصدق بود که در ازای دریافت مبلغ 50 یا 100 تومان، برگه معافی می دادند و او هم به این ترتیب، معافی اش را گرفت و با بقیه پولی که از پدرش به او رسیده بود، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. سال 1961 در شهر مزولابه دانشگاه مانتانا می رود و مدرک ادبیات انگلیسی می گیرد و همانجاست که ارنست همینگوی نویسنده معروف آمریکایی را می بیند و گپی دوستانه و کوتاه با وی می زند، سپس به دانشگاه میشیگان می رود اما به دلایلی مقطع کارشناسی ارشد را نیمه کاره رها می کند و به تهران می آید و بعد از 5، 6 ماه وارد صنعت نفت می شود. در سال 1342 به موسسه انتشاراتی فرانکلین می رود و همراه با نجف دریابندری، با استخدام در شرکت ملی نفت با صادق چوبک آشنا می شود. سال 1346 اولین رمانش را با عنوان »شراب خام« می نویسد و پیش نویسش را به دریابندری می دهد و سال 1347 آن را منتشر می کند.
    فصیح در سال 1359 با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته شد. این نویسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه کار کرده است.
    رمان هایش عبارتند از: شراب خام (1347)، دل کور (1351)، داستان جاوید (1359)، ثریا در اغما (1363)، ترجمه انگلیس در لندن (1985)، ترجمه عربی در قاهره (1997)، درد سیاوش (1364)، زمستان 62 (1366)، ترجمه آلمانی (1988)، شهباز و چغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده کهن (1373)، اسیر زمان (1373)، پناه بر حافظ (1375)، کشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، کمدی تراژدی پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامه ای به دنیا (1379)، در انتظار (1379) و گردابی چنین حایل (1381). مجموعه داستان ها: خاک آشنا (1349)، دیدار در هند (1353)، عقد و داستان های دیگر (1357)، برگزیده داستان ها (1366) و نمادهای مشوش (1369). و ترجمه ها: وضعیت آخر، بازی ها، ماندن در وضعیت آخر، استادان داستان، رستم نامه، خودشناسی به روش یونگ، تحلیل رفتار متقابل در روان درمانی و شکسپیر. فصیح اواخر عمر در تهران به سر می برد و گهگاه در بخش برنامه های آموزشی زبان تخصصی و گزارش نویسی صنعت نفت فعالیت می کرد. وی پیش از این تنها یک بار در سال 1373 با مجله »کلک« گفت وگویی جمعی را با حضور کریم امامی، گلی امامی، فرهنگ رجایی، محمدرضا قانون پرور، بهمن فرمان آرا و علی دهباشی انجام داده بود.در سال 84 در گفت وگویی با ایسنا، درباره تمایل نداشتن به مصاحبه گفت: این پرهیز از مصاحبه، واقعیتی است، نویسنده کارش را روی کاغذ می آورد و می دهد ناشر چاپ می کند. هر چه هست، همانجا در کتاب ها و نوشته هاست و اگر من بخواهم درباره آثارم صحبت کنم، مثل کار همینگوی می شود که مثلابرای هر صفحه ای پاورقی می دهد و به خواننده می گوید که اشتباه نکنی، مقصود من این است. پس هر چه هست، در کتاب ها و نوشته های یک نویسنده است و هر خواننده ای برداشت خود را دارد.
    
    
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 971 به تاریخ 27/4/88، صفحه 9 (فرهنگ)


 
Email Icon by Parstools.com
 
در گذشت نادر ابراهیمی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧
 

نادر ابراهیمی نامی آشنا است برای علاقه مندان به ادبیات داستانی و سینما. مردی که با نوشتن زنده مانده است؛ هرچند این روزها پا به نهمین سال بستری شدن خود در منزل می گذارد. باخبر شدیم که حال نادر ابراهیمی رو به وخامت گذاشته است، با منزل ایشان تماس گرفتیم. فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی در این باره گفت: ایشان 9 سال است که بیمار هستند و دورانی بود که حال ایشان رو به بهبودی گذاشته بود که هم اکنون این بهبودی متوقف شده است.
    
    
وی با اشاره به اینکه این نویسنده نامدار همچنان در منزل تحت مراقبت هستند، گفت: <دوست داریم که خودمان در منزل از او مراقبت کنیم، به همین دلیل به تخت بیمارستانی و اکسیژن مجهز هستیم و پزشکان و پرستاران می آیند و می روند و نادر را تحت نظر دارند.>
    
    
 با توجه به این شرایط سخت و بحرانی که مراقبت از این نوع بیماران هزینه بر است، همسر نادر ابراهیمی خدا را شکر می گوید که مشکل مالی نداشته اند و در این باره می افزاید: <با فروش برخی از کتاب های ایشان و منابع کوچکی که داریم، الحمدلله به لحاظ مالی تا امروز تامین بوده ایم.>
    
    
نادر ابراهیمی از دهه های دور با انتشارات مختلف همکاری کرده و در این سال ها شاهد انتشار آثاری از او توسط نشر امیرکبیر، روزبهان، هاشمی، مرکز، سوره مهر و فکر روز بوده ایم و در حال حاضر روزبهان ناشر اختصاصی آثار این نویسنده شده است. در سال گذشته رمان بر جاده های سرخ آبی به چاپ پنجم و ششم رسیده است.
    
    
 همسر نادر ابراهیمی امیدوارانه به بهبود این نویسنده فکر می کند و آرزوی قلبی ما هم بهبودی و سلامت او است.
    
    
 نادر ابراهیمی در 14 فروردین 1315 در تهران به دنیا آمده و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پس از ترک تحصیلات در رشته حقوق فارغالتحصیل شده است. او در سال 43 نخستین کتاب خود را به نام <خانه ای برای شب> به چاپ می رساند که داستان دشنام در آن با استقبال چشمگیری روبه رو می شود. تاکنون علاوه بر صدها مقاله تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ شده است که دربرگیرنده داستان بلند و کوتاه، کتاب کودکان و نوجوانان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه های گوناگون است. ابراهیمی در زمینه ادبیات کودکان، جایزه نخست براتیسلاوا، جایزه نخست کتاب برگزیده سال ایران و چندین جایزه دیگر را هم دریافت کرده است. او همچنین عنوان نویسنده برگزیده ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب را به خاطر داستان بلند و هفت جلدی آتش بدون دود به دست آورده است.
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 651 به تاریخ 1/3/87، صفحه 12 (ادب و هنر)


 
Email Icon by Parstools.com
 
احمد بورقانی به ابدیت پیوست
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٦
 


اعتمادملی: احمد بورقانی فراهانی بر اثر سکته قلبی درگذشت. وی عصر دیروز در دفتر کار خود دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان قلب تهران درگذشت. بورقانی متولد 1338 تهران بود و فعالیت خبری خود را با خبرنگاری آغاز کرد و چندی سردبیر و مدیر خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) بود و چندی بعد سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ شد.
    
    
    بورقانی پس از آن رئیس دفتر ایرنا در مقر سازمان ملل در نیویورک شد و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در دوره مهاجرانی را عهده دار بود که جزو درخشان ترین دوره های فعالیت مطبوعات در سال های آغازین اصلاحات به شمار می رود.
    
    
    بورقانی عضو هیات رئیسه مجلس ششم شورای اسلامی و منتخب مردم تهران بود. وی با بسیاری از روزنامه ها و مراکز نشر بالاخص نشر نی همکاری داشت. در این اواخر با موسسه بین المللی گفت وگوی تمدن ها به ریاست سیدمحمد خاتمی در ارتباط بوده و از برگزارکنندگان همایش <ایران؛ یکصد سال پس از مشروطیت> بود. بورقانی در سال های اخیر با نثر شیوا و گیرای خود به نقد رمان های ادبی می پرداخت. وی که از عارضه قلبی رنج می برد، در دوره ای به همین دلیل بستری شده بود.
    
    
    بورقانی از چهره های محبوب و متواضع فرهنگی و از پیشکسوتان عرصه روزنامه نگاری بود که در این رهگذر نامی نیک و آثاری ارزشمند از خود بر جای گذاشت.
    
    
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 576 به تاریخ 15/11/86، صفحه 10 (ویژه نامه زنده یاد احمد بورقانی)


 
Email Icon by Parstools.com
 
احمد بورقانی در قطعه اصحاب رسانه آرام گرفت
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٦
 


پیکر احمد بورقانی فراهانی دیروز پس از وداع طولانی با خانواده اش، شخصیت های سیاسی و فرهنگی و اهالی مطبوعات با او، از مقابل مسجد جامع فاطمیه در نظام آباد و انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران تا بلوار کشاورز تشییع و در قطعه 255 نام آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

عکس:مهر
    
    
    بورقانی در سال 1358 به عنوان خبرنگار، وارد سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی شد و چندی بعد به عنوان سردبیر بخش اخبار سیاسی ایرنا به خدمت خود ادامه داد. او همزمان با کار رسانه ای در سال 1362 در رشته جغرافیا از دانشگاه شهید بهشتی تهران دانش آموخته شد.بورقانی در سال 1364 به عنوان مدیر اخبار سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب شد. او مدتی نیز سخنگویی ستاد تبلیغات جبهه و جنگ دوران دفاع مقدس را بر عهده داشت و در سال 1367 به عنوان نماینده خبری ایرنا در سازمان ملل در نیویورک مشغول خدمت شد. پایان دوره خدمت بورقانی در ایرنا مصادف با آغاز فعالیت او در بخش نشر و فرهنگ بود. او در سال 1376 در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی به عنوان معاون مطبوعاتی سیدعطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. این چهره فرهنگی در ششمین دوره مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده برگزیده شده بود. او در دوران نمایندگی اش از دریافت هرگونه امکانات خودداری کرد. او می گفت: <هر چه بگیری، بعد باید چند برابر پاسخش را به مردم بدهی، هراسم از این است که نتوانم>! در مراسم تشییع پیکر احمد بورقانی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و رسانه و تعدادی از فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس ششم و هفتم و وزرای دولت خاتمی و شخصیت هایی چون مهدی کروبی، محمدرضا باهنر، کمال خرازی، موسوی لاری، مجید انصاری، حسین مرعشی، محمدعلی ابطحی، هادی خانیکی و برخی وزرای دولت های سابق و نمایندگان برخی احزاب سیاسی از جمله حزب مشارکت، مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب همبستگی، حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتماد ملی و روزنامه نگاران حضور داشتند. مرحوم احمد بورقانی فراهانی شنبه شب بر اثر ایست قلبی در بیمارستان مرکز قلب تهران درگذشت. از بورقانی، یک دختر و دو پسر به یادگار باقی مانده است. مراسم ختم او روز چهارشنبه 17 بهمن ماه از ساعت 16 تا 17/30 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی تهران برگزار می شود. 
    
    
    عکس:خبرگزاری فارس
    
     
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 577 به تاریخ 16/11/86، صفحه 17 (جامعه)


 
Email Icon by Parstools.com
 
شب یلدا شب زایش مهر
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦
 

نوشته ای زیبا برای شب یلدا ......................................

سال ها است که ما ایرانیان چنین شبی را بیدار می مانیم تا در این درازترین شب سال پیروزی نور و روشنایی را بر تاریکی نظاره گر باشیم، گرچه می دانیم چه بیدار باشیم و چه نباشیم خورشید خواهد تابید و پیروزی از آن روشنایی و نورانیت است ولی این شب بهانه یی است که من و تو در این آخرین شب پاییز با پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، عمه و خاله و عمو و دایی و دیگر بستگان و دوستان دور هم جمع شویم و دوستی و مهربانی خودمان را افزون کنیم و در آن شب شاهد زایش مهر و دوستی باشیم. مهمانی و انداختن سفره شب یلدا یکی از آیین های کهن ایرانیان است. میوه ها و تنقلاتی که در آن شب استفاده می کنیم هر کدام نشان از برکت الهی دارد. در قدیم آجیل، نخودچی، کشمش، انجیر خشک و میوه های ترش مثل خربزه ، ترشی و میوه هایی مثل انگور، انار، ازگیل و هندوانه را استفاده می کردند. اکنون جای برخی از آنها خالی است. سعی می شد میوه های توسرخی که نشان از خورشید و گرما داشت بیشتر استفاده شود اما جای قصه های مادربزرگ ها و پدربزرگ ها خیلی خالی است. قصه های کچل حمزه، کور اوغلو، هزار و یکشب، دختر شاه پریان و... که از زبان این مادربزرگ ها و پدربزرگ های مهربان شنیده می شد حلاوتی دیگر داشت. این سنت از 6 الی 7 هزار سال پیش تا به حال مرسوم بوده و رسومی از قبیل حافظ خوانی و فال حافظ و... در قرن های اخیر به آن اضافه شده است. مردم ایران اسلامی هر کدام به سبک و علاقه خود شب یلدا را سپری می کنند. آیین چله نشینی هر بخش از مملکت زیباست. شیرازی ها سفره یی رنگین همچون نوروز پهن و حافظ خوانی می کنند. همدانی ها فال سوزن می گیرند. خراسانی ها شاهنامه خوانی می کنند. در تبریز عاشیق ها می نوازند و داستان می خوانند و چکامه می سرایند. اردبیلی ها چله را سوگند می دهند که زیاد بر مردم سخت نگیرد. لرستانی ها گندم شیره می خورند و کردها با دلمه کلم و خربزه ها که ترش کرده اند سفره را زینت می دهند. سیستانی ها شاهنامه خوانی می کنند و یاد پهلوانی رستم و سهراب را زنده نگه می دارند. زنجانی ها باور دارند که اگر هندوانه بخورند در زمستان سوز سرما در تن آنها اثر ندارد. قزوینی ها سبزی پلو با ماهی دودی می خورند. به باور مادربزرگ های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می بارد، اگر پنبه های لحافش بیرون بریزد برف می آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می آید ولی کرمانی ها بیدار می مانند و به سرور و شادی می پردازند تا قارون (ثروتمند افسانه یی) در قالب هیزم شکن برای آنها هیزمی بیاورد که فردایش آن هیزم ها به طلاتبدیل می شود. همچنین مردم مازندران، گیلان، خوزستان و... و همه ایرانیان این آیین را پاس می دارند و می دانیم که رمز پایداری این آیین ها اعتقاد و علاقه و باور این مردم است. شاید حافظ خوانی و خوردن هندوانه وجه مشترک تمام ایرانیان در شب چله باشد اما یلدا واژه یی سریانی و به معنی ولادت و میلاد است که کنایه از ولادت خورشید مهر و میترا است و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد (مهر) شکست ناپذیر می نامند و جالب اینکه واژه نوئل هم از همین ریشه آمده است. بابل نوئل اروپایی که در 25 دسامبر می آید تقریباً همزمان با شب یلدای ایرانی است.
    
    در باورهای قدیمی شب یلدا شب حمله اهریمن برای جلوگیری از تولد خورشید است چون از فردای آن روز شب ها کوتاهتر و روزها بلند می شوند. شب چله یا شب یلدا آغاز چله بزرگ است که از اول دی ماه تا 15 بهمن ادامه دارد و این 40 روز نیز سردترین روزهای سال اند که براساس همان باورهای قدیمی، خورشید تازه متولد شده و باید بزرگ شود و برای گرم کردن زمین نیرو به دست آورد. چله کوچک نیز از 10 بهمن تا 20 اسفند ادامه دارد و از این رو کوچک خوانده می شود که سرمای هوا در آن کمتر است.
    
    در برهان قاطع درباره واژه یلدا چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز که اول جدی و آخر قوس است و آن درازترین شب ها است در تمام سال و در آن شب یا نزدیک آن شب آفتاب به برج جدی می کند.»
    
    یلدای ایرانیان هنوز متنوع و زیباست، اگرچه مادربزرگ و پدربزرگ ها کمتر قصه می گویند و جوانان و فرزندان شهرنشین ما شیرینی نشستن به دور کرسی ها را یاد ندارند و به رغم زندگی ماشینی فرصت ها از دست می رود اما شب یلدا بهانه یی زیبا برای استحکام روابط انسانی و خانوادگی در جامعه امروزی است. وظیفه هر شهروند ایرانی است که این سنت 6 هزار ساله که منادی مهربانی و دوستی است را پاس بدارد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می تواند به عنوان میراث معنوی در ثبت ملی و جهانی این میراث مهر و دوستی خانوادگی و فراموش نشدنی بکوشد.
    
    صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
    
    سعدی
    
    دکترای تاریخ و باستان شناس
    
    دکتر محمدحسین فرمهینی فراهانی
    
 روزنامه اعتماد، شماره 1569 به تاریخ 28/9/86، صفحه 18 (اجتماعی)


 
Email Icon by Parstools.com
 
جلال آل احمد
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦
 

 11 آذرماه تولد جلال آل احمد نویسنده فقید ایرانی ست من یه سری مطالب در مورد جلال جمع آوری کردم که امروز  اینجا مینویسم... یادش همیشه سبز

 جلال آل احمد در ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. وی پسر عموی آیت‌الله طالقانی بود.

 

در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهم‌ترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگی‌نامهٔ «سنگی بر گوری» می‌توان دید.

در سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را چاپ می‌کند که حاوی قصه‌های شکست مبارزاتش در حزب توده است. انشعاب وی از حزب توده هم در همین سال اتفاق می‌افتد. پس از این انشعاب است که برای مدتی به قول خودش ناچار می‌شود به سکوت که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن است.

آل‌احمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس تهران به شیراز با سیمین دانشور، که او نیز دانش‌جوی دانشکدهٔ ادبیات داستان‌نویس و مترجم بود، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد.

 
پدر آل‌احمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سال‌ها به خانه آنها پا نگذاشت.

با قضیهٔ ملی شدن نفت و ظهور جبههٔ ملی و دکتر مصدق است که جلال دوباره به سیاست روی می‌آورد. وی عضو کمیته و گردانندهٔ تبلیغات «نیروی سوم» –که یکی از ارکان جبههٔ ملی بود– می‌شود. وی در ۹ اسفند ۱۳۳۱، با عدهٔ دیگری از «نیروی سومی‌ها» بعد از اطلاع از محاصرهٔ منزل دکتر مصدق فوراً به آن‌جا می‌رود و در مقابل منزل دکتر مصدق به دفاع از او سخن‌رانی می‌کند؛ اشرار قصد جان او را می‌کنند و او زخمی می‌شود. در اردیبهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سومی‌ها از آن‌ها هم کناره می‌گیرد. دو کار ترجمهٔ وی، «بازگشت از شوروی» ژید و «دست‌های آلوده» سارتر، مربوط به همین سال‌ها است.

پس از کودتای ۲۸ مرداد، که ضربهٔ سنگینی بر پیکر آزادی‌خواهان و مبارزین با استبداد بود، آل احمد نیز دچار افسردگی شدیدی گردید. در این سال‌ها وی کتاب خود را تحت عنوان «سرگذشت کندوها» به چاپ می‌رساند.

جلال به یک دورهٔ سکوت می‌رود و او به دور از تمام هیاهوهای سیاسی سعی به از نو شناختن خود می‌کند. وی در سال ۱۳۴۲ به اتفاق علی‌اکبر کنی‌پور برای سفر حج به مکه رفت. پیش از این سفر در ملاقاتی که با سید روح‌الله خمینی داشت با وی آشنا شده بود  و کتاب غرب زدگی مورد توجه او قرار گرفته بود.

وی در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آل‌احمد، جنازهٔ وی به سرعت تشییع و دفن شد. که باعث ایجاد باوری دربارهٔ سر به نیست شدن او توسط ساواک شد. همسر وی، سیمین دانشور این شایعات را تکذیب کرده‌است  ولی شمس آل احمد قویاً معتقد است که ساواک او را به قتل رسانده‌است و شرح مفصلی در این باره در کتاب از چشم برادر بیان کرده‌است.

سیمین دانشور در کتاب "غروب جلال"  برملا می‌کند که علت مرگ جلال زیاده‌روی در مصرف مشروبات الکلی -که از آن به نام نوشابه قزونیکا (نام ودکایی ساخت ایران در آن‌زمان) نام می‌برد- بوده‌است و علت مرگ را هم آمبولی در اثر افراط در مصرف مشروب قزونیکا و سیگار اشنو ذکر می‌کند و شایعات مربوط به دست‌داشتن ساواک در مرگ جلال را صریحاً رد می‌کند.

جلال آل احمد در وصیت نامه خود آورده بود که جسد او را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان قرار دهند ولی از آنجا که وصیت وی مطابق شرع نبود، پیکر او در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به امانت گذاشته شد تا بعدها مقبره‌ای در شأن او ایجاد شود و این کار هیچگاه صورت نگرفت.

 

یادش همیشه سبز


 
Email Icon by Parstools.com
 
فرهنگ زیبای مردم زاگرس
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦
 

میهن  عزیزمان ایران ؛ سرزمینی  با ترکیبی از قومیتهای مختلف است و این ترکیب قومیتی فرهنگ ها, رسم ها, آیین ها و نمادهایی زیبا و متنوعی را ایجاد کرده است  که یکی از جلوه های زیبایی سرزمینمان ایران  می باشد.

رسم ها و آیین های سرزمین مادری من؛ کهگیلویه و بویراحمد؛ برگرفته از فرهنگ عشایری ایل لر و مردمان خطه زاگرس است.

در لابلای آرایه ها و بافته های رنگین ایل لر ؛ زلالی ؛ سادگی ؛ صفا و مهربانی مردمانش نقش بسته ست.

آرایه و بافته های عشایر کهگیلویه و بویراحمد


 
Email Icon by Parstools.com
 
دکتر شریعتی نیاز همیشگی
نویسنده : صادق دوپیکر - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦
 

شریعتی حماسه انقلابی گری را از لابلای تاریخ اسلام بیرون می آورد و به جامعه جوان عرضه می کرد.

جوانان پرشور عدالت خواه دینی ایران آن روز، که نمی خواستند به تنها مکتب مطرح؛کمونیزم یکه تاز؛ دل ببندند، شور عدالت خواهی و آرمان گرایی دینی خود را در مکتب شریعتی یافتند.

او مثل همه انقلابیون از دو سو مورد تهاجم قرار گرفت: از یک سو بی دینان ایرانی ، اعم از کمونیست و روشنفکر ضد دین،او را به باد انتقاد گرفتند و از سوی دیگر با صدایی بلندتر ارتجاع متحجر دینی و متولیان سنتی دین به او حمله آغاز کردند وسخت هم از همه ابزارهای  تحریک احساسات بهره بردند.

زندگی از دیدگاه دکتر شریعتی

 اما شریعتی  هم چنان نیاز امروز ماست.

اگر چه دوران انقلابی گری تقریبا سپری شده است ولی نگاه مترقی به دین، امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز ما و دنیای ماست.چیزی که متحجران هنوز هم از آن  سخت واهمه دارند، شریعتی سمبل اسلام مترقی بود.یاد و نامش پاینده باد.

برگرفته از :وب نوشت محمد علی ابطحی


 
Email Icon by Parstools.com