تلاش برای فرار از زندگی...

مطلب جالبی ست که جایی خوندم؛ امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 به استاد خویش گفت: استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟
استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟
شاگرد گفت: بله با کمال میل.
استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم. شاگرد قبول کرد.
استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند، برد.
استاد گفت : خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.
مکالمات بین کودکان به این صورت بود : الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.
- نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی !
- اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟
و حرف هایی از این قبیل...
استاد ادامه داد: همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند.انسان نیز این گونه است.
 او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود رو به رو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد.
تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویزگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه میکنم:
تلاش برای فرار از زندگی...

/ 1 نظر / 21 بازدید
سید رضا خاضع

سلام دوست عزیز امروز فکر کنم بعد از حدود یک سال به وبلاگ قدیمی انجمن وبلاگ نویسان شهرستان کهگیلویه مراجعه کردم... ابراز گلایه شما رو خوندم.. دوست گرامی و گلم این وبلاگ بعد از تعطیلی کار اکثر وبلاگ نویسان استان تعطیل شده و عملا اکثر وبلاک هایی که لینک شدن دیگه بروز نمیشن... به هر حال هیچ مورد خاص دیگه نبود... فکر کنم رمز عبور این وبلاک هم یادم رفته ... قصداین رو دارم که این انجمن را به صورت ngo ثبت نموده و کار رسمی سیستماتیک جدیدی رو آغاز کنم لذا دستت رو برای همکاری می فشارم و برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم لحظه هایت شاد....